انتخاب رشته باید منطبق با “انگیزه واقعی” داوطلب باشد. هر داوطلب انگیزه خاصی برای راهیابی به دانشگاه دارد. برای مثال، برخی افراد برای دست یافتن به منزلت و اعتبار فردی و اجتماعی، درصدد ورود به دانشگاه هستند. عده ای دیگر به خاطر کسب شغلی مناسب به دنبال راه یافتن به دانشگاه می باشند.

برخی دیگر نیز، به دلیل علاقه به رشته ای خاص، مثل پزشکی یا مهندسی سعی در ورود به دانشگاه دارند و عده ای هم فقط به فکر کسب مدرک هستند.

به هر حال هر داوطلب با انگیزه ای خاص قصد ورود به دانشگاه و انتخاب رشته را دارد اما آنچه که در اینجا اهمیت پیدا می کند، تمایز بین انگیزه واقعی از انگیزه غیرواقعی است.سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چگونه انگیزه واقعی و کاذب را از هم تشخیص دهیم؟

بسیاری از داوطلبان ناخواسته و ندانسته اسیر انگیزه های کاذب می شوند. این امر بدین معنی است که این افراد، تحت تأثیر شرایط جامعه و افکار و عقاید خانواده، دوستان و اطرافیان قرار می گیرند و برای خوشایند دیگران، به طور موقت به رشته ای علاقه مند می شوند.  به طور قطع، این انگیزه غیرواقعی است و دانشجو را در آینده، درگیر پیامدهای ناشی از یک انتخاب نادرست خواهد کرد.

اینجاست که خانواده داوطلب و مشاوران ، باید او را راستای انگیزه واقعی خود تشویق کنند تا انتخاب رشته ای مطابق با علاقه و انگیزه واقعی خود داشته باشد.